سلام به همه شما دوستان و همدلان عزیز
این روزها تب و تاب انتخابات همه جا برقراره اما هستند کسانی که غمی دارند و مشکلی که خور و خوابشان هم از بین رفته چه رسد به آنکه دلی داشته باشند به مسایل دیگر.
این ماه همه ما همدل شده ایم به یاری یکی از خدمتگزاران اداره / مادری سرپرست خانوار که چندی پیش دختر جوان و هجده ساله اش دچار سوختگی شد و از سینه تا زانوهایش چسبندگی پوست پیدا کرد. زانوهایش خم و باز نمی شود و ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. مادر در تب و تاب تهیه پول است برای هزینه سرسام آور عمل جراحی دختر که با احتساب هزینه بیمه بازهم یارای پرداخت مابقی پول را که رقم زیادی هم هست ندارد.
از همه شما دوستان همدل تقاضا داریم دست یاری بدهید و با واریز وجوه خود هرچند اندک/ که در مقام اندک نیست و قطره قطره ای است که دریایی شود/ بار اندوه را از دل مادر و نگرانی را از چشمهای این دختر جوان بزدائیم.
خواهش مندیم تا اول خرداد ماه وجوه خود را به حساب اعلام شده واریز نموده و اعلام نمائید.
الا گر دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم....
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:29  توسط داريوش بهارلويي
|
دوستان و همدلان عزیزی که مایل به عضویت در صندوق همدلی می باشند شماره حساب ذیل جهت مساعدت شما در اختیار قرار می گیرد.
خواهشمند است در صورت کمک و واریز به حساب به ما اطلاع دهید.
شماره حساب جاری ۱۰۰۴۰۸۳۳۸۱
بانک تجارت / شعبه گلستان اهواز
به نام داریوش بهارلویی
***
مواردی که این ماه مد نظر داریم تا به یاری شما باری از شانه های ناچارشان سبک کنیم:
۱- خانواده ای که دارای ۳ فرزند با مشکل ژنتیکی است که هر شش ماه یکبار باید هر سه فرزند برای بیرون آوردن غده ای تحت عمل جراحی قرار بگیرند و پرداخت مدام هزینه عمل و مراقبت ها اقتصاد خانواده را شدیدا تحت فشار قرار داده است.
۲- بیمار قلبی نیازمند هزینه آنژیوگرافی
امیدواریم با یاری شما بتوانیم کمک شایانی انجام دهیم.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:43  توسط داريوش بهارلويي
|
سلام به همه عزيزاني كه به ياري ما آمدند
سالي ديگر بر همدلي كوچك ما گذشت . نمي دانم آيا توانستيم شادي را هر چند براي لحظه اي بر لب هاي كسي بنشانيم ؟ يا نفس هاي زندگي اجازه مي دهد كه باز براي لبخند كودكي تلاش كنيم .همدلي ها غريب مانده اند . ديگر دستي كمتر براي ياري دراز مي شود . همه سر در گریبان خود فرو برده اند . اما چه خوب كه محتواي زندگي يعني اينكه آينده را نمي دانيم و اميد يعني اينكه هميشه فردائي هست . پس ما هم به اميد روز مي نشينيم كه از غريبي اين همدلي بيرون بياييم .
در سالي كه گذشت به همت شما دوستان همدل رشدي چشمگير در كمك به ديگر عزيزاني داشتيم كه خسته و وامانده از زندگي بودند . امسال نيز اگر خدا ياري دهد تلاش خواهيم كرد تا دامنه اين صندوق كوچك را گسترش داهيم . همدلي را به همه معرفي كنيد و كمك نماييد تا ديگران به ما بپيوندند .
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 12:43  توسط داريوش بهارلويي
|

به شكرانه سخاوت آسمان بر زمين. به شكرانه سخاوت زمين بر زمينيان . به شكرانه نفس هايي كه سالي را به سال ديگر رساند كه در هر نفسي دو شكر است واجب. به شكرانه سايه سار مهر الهي كه سالي ديگر بر سرمان بود دستي بر آوريم و دلي را شاد كنيم.
حكايت غريبي نيست. دستهاي تهي پدر. نگاه مضطرب مادر و دل پر از تمناي كودكاني كه ماهي قرمز عيد مي خواهند و كفش و لباسهاي نو كنار سفره هفت سيني كه اگر تمام سين هايش جمع باشد.
حكايت غريبي نيست كه هستند كساني كه سلامت از سفره شان رخت بر بسته و نيازمند دارويي هستند.
حكايت غريبي نيست سرهاي بي سقف و سرپناه...
و حكايت غريبي نيست كه بخواهيم ساده نگذريم. ببينيم. شادي را با ديگران به مهر تقسيم كنيم، باشد كه در دلهايمان گسترده شود.
سالي ديگر رفت و بهاري ديگر در راه.
دوستاني همراهيمان كردند به سخاوت . دستي بر آوردند تا دستي بگيريم. آمده ايم به رسم سپاس با بهترين آرزوها در آستانه سال جديد.
اميد داريم سال جديد، هفت سينتان سور و سرور و سلامت و سربلندي و سعادت و سود و سبقت باشد در نيكي ها. سفره هاي شاديتان گسترده و دلتان پراميد.
از ديدگان پرمهر الهي به دور نماند و نخواهد ماند آئين همدليتان. گرچه هر كه آمد با خود نه چشمي داشت به جبران و پاداش، نه خواستي، نه منتي، كه هر كه آمد با دل آمد و هر كه ماند با نيت الهيش.
درآستانه سال نو با همراهي وهمدلي دوستان توانستيم چهار خانواده را هر چند به قدر وسع و بضاعتمان ياري كنيم كه مي دانيم خداوند دستگير، ياري رسان تمام كساني است كه دست جز بر آستانش بلند نمي كنند.
سال نو بر شما همدلان عزيز مبارك و فرخنده باد.
دلهايتان شاد و روزگارتان روشن
همچنان منتظر همدليان هستيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 19:42  توسط داريوش بهارلويي
|
| ماه |
مبلغ ( ريال ) |
شرايط نيازمند |
|
فروردين |
1200000 |
كمك به خانواده نيازمند كم درآمد |
| ارديبهشت |
1190000 |
كمك به بيمار سرطاني جهت تهيه دارو |
| خرداد |
1000000 |
كمك به خانواده بي سرپرست |
| تير |
1040000 |
كمك به بيمار سرطاني جهت تهيه دارو |
| مرداد |
1000000 |
كمك به بيمار كبدي و مستمند جهت جراحي |
| شهريور |
1160000 |
كمك به خانواده نيازمند جهت آزادي از زندان |
| مهر |
1160000 |
كمك به بيماران نيازمند جهت تهيه دارو |
| آبان |
1360000 |
كمك به دانش آموز بي سرپرست |
| آذر ماه |
1620000 |
كمك به خانواده بي سرپرست داراي بيمار سرطاني |
| و كمك به خانواده براي تهيه سر پناه |
| مجموع كمك ها |
10730000 |
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:34  توسط داريوش بهارلويي
|
حكايت هاي مكرري است كه شنيده ايم...گاه رد شده ايم. گاه به تاثر سري تكان داده ايم و گاه دستي افشانده ايم به مهر...
اين بار حكايت پرنده اي است كه باد آشيانش را برده و جوجه ها در سرماي زمستان...
قصه آشنايي است. دلمان براي پرنده مي سوزد. بيچاره جوجه ها...
ناهنجارهايي كه از فرط تكرار گوئيا عادي شده اند و تا از نزديك نبينيم و حس نكنيم درخت باورمان به بار نمي نشيند.
اينبار اعتياد مردانگي مردي را برد و خانه زني را و بچه هايي كه سال تحصيلي را نه در خانه خودشان كه كنار نگاههاي ازسر ترحم و گاه عتاب و قهر نازدانه هاي دايي كه روزي در حياط خانه شان باهم شادمانه بازي مي كردند ، شروع كردند.
و حاصل سالها زندگي شد يك چمدان لباس. قصه تكراري است.بارها شنيده ايم. و زن اينك به مهر و به تلاش ميكوشد براي سرپناهي. كه كودكانش دوباره اسباب بازيهايشان را هرجامي خواهند پخش كنند و پسر توپ پلاستيكي اش را بي ترس به ديوار بكوبد و مادر خسته از كار روزانه كمرخسته اش را به ديوار تكيه دهد.
درس ميخواند. ميخواهد ديپلمش را بگيرد. پرستاري كودكان يكي ازدوستان را به عهده دارد. باماهي ۱۵۰ هزار تومان عايدي.
پس انداز اين ماه صندوق همدلي براي او و فرزندانش است .
***
همدلان عزيز، تلاشمان فراهم كردن وسايل ابتدايي زندگي است برايش. از خرده ترين ها تا بزرگترين ها. با اندك پس اندازي كه دارد به ياري دوستي يخچال و فريزر و يك دست مبل تهيه شده. ازمابقي هرآنچه سراغ داريد به رسم ببخشش يا فروش با قيمت مناسب به ما اطلاع دهيد.
ياريش كنيم تا سرپناهي داشته باشد . ازآنچه ميشود دريغ نكنيم.ببخشيم و نيك ببخشيم.ياري كنيم و نيك ياري كنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:17  توسط داريوش بهارلويي
|

به خاطر رویاهای سردت

به خاطر انتظار مشقهایت به صفحه های سفید

به خاطر حسرت معصوم چشمانت

و به خاطر بارهای بزرگ بر شانه های کوچکت
با تو همدلیم...
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 7:13  توسط داريوش بهارلويي
|
مهربانی را بیاموزیم
فرصت آئینه ها در پشت در مانده است
می شود در عصر آهن آشناتر شد
روشنی را میشود درخانه مهمان کرد
یک نفر تنهاست
یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست...
مهربانی را بیاموزیم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 8:6  توسط داريوش بهارلويي
|
با لبخند بده آنچه را كه مي بخشي. به تحقير نگاه نكن. سري از روي تاسف وقتي به فقيري مي بخشي تكان مده . زير لب زمزمه نكن باز فقيري ديگر . پول هاي پاره را در صندوق هاي كمك فرو نريز . بي تفاوت نگاه نكن . با لبخند ببخش آنچه را كه مي دهي . به انتظار پاسخي نباش . فرجامي نيست . هيچ كجاي آسمان ثبت نمي شود كه تو بوده اي . فرشته اي براي رساندن خوبي تو به گوش خدا بالا نمي رود . سوال يا جوابي نيست . اصلا هيچ چيز نيست .كسي نخواهد ديد . يادي از تو نخواهند كرد . جائي نوشته نخواهي شد . فراموشت خواهند كرد . گاهي به تو مي خندند . دوباره هاي ترديد خواهد بود و تو خسته خواهي شد. بدتر از اين تكرار نخواهد شد . اما تو با لبخند بده آنچه را كه مي بخشي . مبادا كه بشكنيم قلب خسته اي را . مبادا كه سر به زير اندازند از شرم .
اين چنين باش ،
مهربان در بخشيدن ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:57  توسط داريوش بهارلويي
|
هنگامی که از مال خود می دهید، چندان چيزي نمي دهيد
اگر از جان خود چيزي بدهيد، آنگاه به راستي ميدهيد.
زيرا كه مگر مال چيست، به جز انچه ازبراي فرداي مبادا نگاه مي داريد؟
هستند كساني كه از براي بسياري كه دارند، اندكي مي دهند، آن هم براي نام-و اين خواهش پنهان بخشش انها را آلوده ميكند.
و هستند كساني كه اندكي دارند و همه را مي دهند.
اين كسان به زندگي و بركت زندگي باور دارند، و دستشان هرگز تهي نميشود.
هستند كساني كه با شادي ميدهند و پاداش آن ها همان شادي است.
و هستند كسانيكه با درد ميدهند و آن درد تعميد آنهاست.
و هستند كساني كه ميدهند و از دهش دردي نمي كشند ، حتي شادي هم نميخواهند و نظري به ثواب هم ندارند.
با دست اين كسان است كه خدا سخن ميگويد و از پس چشم اين كسان است كه او به زمين لبخند ميزند.
برگرفته از كتاب پيامبر
جبران خليل جبران
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 20:48  توسط داريوش بهارلويي
|